بخشنده ای در آرمانشهر مینمالی

بخشنده ای در آرمانشهر مینمالی

نقد فیلم بخشنده   The Giver

کارگردان: فیلیپ نویس

نویسنده: مایکل میتنیک و رابرت بی. وید، براساس رمانی به قلم لوییس لوری
بازیگران: مریل استریپ، جف بریجز، برنتون توایتز، اودیا راش، کامرون مانهن، الکساندر اسکارشگرد، کیتی هلمز و تیلور سوئیفت

محصول: آمریکا
زبان: انگلیسی
زمان: ۱ ساعت ۴۰ دقیقه

محصول سال ۲۰۱۴

این فیلم قصه یک آرمانشهری است با ساختار جامعه ای  مینیمال، که در آن بعضی از صفات انسانی فراموش تحت کنترل  ریس اعظم با بازی مریل استریپ است.

در این آرمانشهر تفاوت وجود نداره،  برنده و بازنده ای نیست، بزرگان ((مدیرت نظام جامعه)) همه آنها را حذف کرده اند آنجا  به مردمش امینت و برابری داده است و در عوض  ترس، درد، حسادت، نفرت، عاطفه و عشق را از آنها گرفته است. در این جامعه حتی ساعت خواب مردم کنترل شده و گوشزد می شود.  بزرگان تعیین می کنند تا هرکسی چه شغلی داشته باشد و چه کند. در این جامعه لباس ها یک شکل هستند و  ساختمان تقارن و یکسان سازی دارند. در این آرمانشهر همه چیز باید تحت کنترل سیستم باشد حتی آب و هوا بخاطر غیر قابل پیش بینی بودنشان نیز از جامعه حذف شده است،  نوزادها به خانواده از پیش تعیین شده تعلق می گیرد و مرگ تحت عنوان “جای دیگر” یاد می شود.

در جای از فیلم گفته می شود: آنها (بزرگان سیستم) تو را از بچگی زیر نظر دارند. بزرگان هیچ وقت اشتباه نمی کنند..

سه نوجوان اصلی قصه در روز پایان تحصیلی برایشان شغل انتخاب می شود. و جوناس “قهرمان اصلی” به عنوان گیرنده خاطرات مشغول می شود. و با پیرمردی که باید خاطرات را به او انتقال دهد آشنا می شود. او برای اولین بار کتاب می بیند و با مسایلی آشنا می شود که در جامعه آرمانشهری وجود نداشته است. او باید راز تاریخ جهان بشناسد. این جوان بعد از آشنا شدن با خاطرات و عاطفه دنیای جدید و حتی جنگ و غم های هستی، کم کم از قوانین جامعه سرپیچی می کنند…

با دیدن این فیلم به یاد  پلزنت ویل (Pleasantville) افتادم، آن فیلم هم یک آرمانشهر بدون عیب را نشان می داد که آنجا هم عشق وجود نداشت و طغیان دختری، جامعه از سیاه سفید به دنیایی رنگی تبدیل شد.

نماد پردازی های گوناگون در فیلم  بخشنده بسیار موثر بوده است. جامعه در سطحی بالاتر از ابرها آن از زمینی بودن دور می کند. و نمای کتابخانه و محل نگهداری خاطرات که مشرف دنیایی خارج آرمانشهر بسیار خوب پرداخت شده است.

ممنوعیت و زیرزمینی بودن موسیقی و رقص ما را به یاد جامعه ایدولوژیک می اندازد.

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.