دست نوشته ها

از آساک تا مسجد سلیمان: وقتی نام یک شهر، تاریخ مذهب و اقتصاد را روایت میکند
به مناسبت پنجم خرداد سالروز اکتشاف نفت همیشه برایم سوال بوده چرا اسم یک شهر مسجد سلیمان است. و حتما دلیلی پشت این اسم هست.

چهل سال بعد، تو هم این متن را کپی میکنی
وقتی کوچک بودم، دنیا خیلی بزرگ بود، و همیشه احساس می کردم خانواده م منو درک نمی کنند. همیشه فکر می کردم از پدرم بیشتر

برف میاد
اوایل خرداد سال ۱۳۶۷ بود و من دبیرستانی بودم. موقیعت کلاس ما اینطوری بود که در ورود کنار تخته کلاس بود و پنجره در انتهای

فیلم تیکن (Taken)
دو شب قبل از بیست دوم بهمن بود بابام صدا زد و گفت: پس فردا تعطیله و تلویریون از این فیلم های سانسور شده در

خانم شیرکوهی معلم اول ابتدایی
اول مهر ۱۳۵۷ بود، دست در دست مادر وارد مؤسسه آموزشی فرح شدم. از یک اتاقک بزرگ نگهبانی مدرسه که در سمت راست بود گذشتیم،

اولین فیلمی که در سینما دیدم
اولین باری که به تاریک جادو سینما رفتم هشت ساله بودم و انقلاب، یکساله بود. با پسرخاله ام و دوستانش رفتیم سینما. اولین چیز تاریکی

امضا کتاب
خانواده دایی ذبیح و پسر عمه ام که بهش می گفتیم داشی فضل، در یک ساختمان در منطقه جنوب نارمک زندگی می کردند و من

اسکناس دو تومنی
من از کودکی کار کردم از همون تابستون کلاس اول ابتدایی، اولین حقوقم یک اسکناس دو تومنی بود. از همون مزد اول فکر می کردم